ياد گيري از تولد آغاز مي شودوآموزش وپرورش اوليه،مي تواند از طريق در گير كردن خانواده ها، اجتماعات يا برنامه هاي سازمان يافته و مطابق با نياز فراهم آيد.جا دارد نقش مهم خانواده در اين مورد بر جسته شود، كودك نمي تواند از هيچ گونه حق واقعي حرف زدن بر خوردار شود مگرآنكه اين حق از همان كودكي براي او تثبيت شود همانطور كه والدين اولين كساني هستند كه از طرف كودك صحبت مي كنند،اولين كساني هستند كه بايد به كودك كمك كنند تا بياموزد،دريابد و آزادانه از صداي خودش بهره برداري كند قدرت آنها بسيار واقعي است ولي گاه نمي توانند خودشان را با اين وظيفه تطبيق دهند، گاهي بعضي از والدين از كودك خود خدايي ساخته اندكه هيچ در خواستش را نمي توان رد كرد،والدين چنين كودكاني حاضرند محروميت بكشندولي به كودك خود محروميت ندهند.
بعضي از محروميت ها باعث رشد كودكان مي شوند زيرا آنها را واميدارد تا با موانع روبرو شوند و به اين وسيله آنها را قادر مي سازد كه در آينده مهارت مواجه شدن با مشكلات را پيدا كنند.نقش بزرگسالان ياري رساندن به كودك است تا انها هم بزرگ شوند.بهترين راه مواجه شد ن كودك با واقعيت است نه فرار از آن و زماني كه والدين بين واقعيت و كودك پرده مي كشند در حقيقت فرزندانشان را از برنامه ريزي براي آينده محروم مي كنند.كودك به اختيار دنبال مرزها و محدوده ها مي گردد كه اين خود به وي مي آموزدتا كجا مي تواند پيش رود اگر مرزي نيابد،نارضايي از فقدان آ ن در نهايت عكس العملي در او به وجود مي آورد. كودكان ما دردوران كودكي آنطور كه بايدياد نمي گيرند كه چگونه در دنيا زند گي كنند به همين دليل تحولات دورة بلوغ به نظرشان مانند رنجي تحمل ناپذيرجلوه مي كند.بايد گفت مشكلات اين كودكان علاوه بر فقر آموزش در كودكي ، محصول ناز پرورده گي بي دليل نيز هست.مي خواهيم فرزندان مااز تعليم و تربيتي بر خوردار شوند كه آنها را از نظر جسمي، اخلاقي و روحي و اجتماعي انسانهاي پيشرفته اي بار آوردو در معبد اجتماعي با تكنولوژي پيشرفته همه چيز را قرباني مي كنيم و روابط انساني را از معنا تهي مي سازيم.كودك را ادامة خود بار مي آوريم بدون آنكه حتي بدانيم اين خود درست است يا غلط، در بازي او دخالت مي كنيم در نقاشي او در انتخاب اسباب بازيش و و و ...... مي خواهيم قبول كند همه چيز را از دريچةچشمان ما ببيند اخلاق را آنگونه كه خود مي خواهيم معني مي كنيم حتي لحظاتي به فقر آموزشي در كودكي خود نمي نگريم فقط مي خواهيم كودكمان آنجه را ما نداشتيم داشته باشد حال آنكه چيزي را كه او بايد داشته باشد تنها اسباب بازي و.... نيست بلكه رهايي در كودكي است، ما كودكي را كودكي نكرده ايم. آيندة ما در دست كودكان امروزي است كودك تنها مو جودي است كه آموزش به او فقط و فقط از
طريق عملكرد درست ما ميسر است تا نا خود آگاه عمل ما جزئي از او شود.
پيوست:تابستان بود ركسانا كودك 9 سالة دو رگه با چهره اي زيبا و لهجة شيرين به صورت ميهمان وارد شد،پدرش يك ايراني اهل قلم و مادرش آلماني و فارسي را با لهجه اي شيرين صحبت مي كرديكي از دوستان كه به گفتة خودش دلش واسش ضعف رفته بود لپش را محكم گرفته بود من ديدم ركسانا اخم كرد به گوشه اي رفت من نيز كه توانسته بودم رابطه اي با او بر قرار كنم به كنارش رفتم او دلخور از درد لپش بود مي گفت مرضيه را دوست ندارم و من توضيح دادم كه اون دوست دازه واسه همين لپت را گرفت، نگاهي به من كرد گفت خاله بيا صورتم را نزديك آوردم آنچنان كشيده اي به گوشم زد كه هنوز دردش به خاطرم هست چشمم پر بود از اشك بغلم كرد و گفت خاله نازيلا من خيلي دوست دارم ... وانجا فهمیدم که جه اشتباهی کردم و او چه زیبا و بی پرده به من آموخت...
چندي پيش مطلبي در وبلاگ دوست عزيزي مشاهده نمودم با عنوان نخودي و انگيزه ای
شد براي طرح اين مطلب وچگونگي
ارتباط افسانه هاو قصه هادر رشد فكري كودكان.قصه هاي عاميانه در طول زمان از راههاي مختلف چون سفر و مهاجرت اقوام،برخورد و آشنايي فرهنگ هاو تمدن ها با هم،گسترش ايدئولوژيك و معنوي كيش ها، اديان و آيين ها، هنر خنيا گران دوره گرد و سنت نقالي و داستان گويي و.....از سرزميني به سر زمين ديگر راه يافت.
به واقع سير و سفر قصه هاي كهن حالتي دو گانه دارد:سير در تاريخ و سير در جغرافيا،قصه ها در سفر تاريخي خود مفاهيم كهن را به نسل نو منتقل مي كند.مفاهيمي كه نسل نو گاهي ان را پذيرفته و گاه با آنها به چالش بر مي خيزندو اغلب در برداشتي نو صورت و شكلي مطا بق با نياز خود به آنها مي دهد .
گذر آييني يكي از مهم ترين رسم هاي ژرف در فرهنگ كهن بوده است.مراحل مهم زندگي چون:زايمان-عروسي-بلوغ-و... مي باشد.
در قصه هاي عاميانه نمادها و نشانه هاي فراواني ازگونهاي گذرو باور ان وجود داردو اين گذر در قصه ها بيشتر از بيداري جنسي،بلوغ و اتفا قات شگفت آوري كه نشانه ترس و هراس از گذر است حكايت دارد.
در قصه هاي عاميانه،مفهوم گذر آييني در چند رخساره هاي زير ديده مي شود:
1-راندگي يا بيرون رفتن از خانه :
در اينگونه قصه ها دختر يا پسر از قلمروي مانوس وامن بيرون رفته يا از آن اخراج مي شودكه گاهي با دسيسة نا مادري از خانه بيرون رانده مي شود.
2-نماد هاي عبور، ترس و شكفتي:
در قلمرو نا مانوس كو دكان خردسال(پسر و دختر)با نمادهايي كه سبب ترس واهمه يا تعجب آنها مي شودروبرو مي گردند،نمونة آشناي آن گرگ قصة(لچك قرمزي كو چك)
دانست.
3-نمادهاي بيداري:كه بر دو گونة حسي و جنسي اند،در اين قصه ها"دگر جنس"به صورت حيواني درنده چون، شير-گرگ- شغال و...كه قصد خوردن قهرمان و( گذرندة مؤنث)را، مي كند نموده مي شود.
4-گذر آييني ومرگ: كه همانا مرگ شكفت آور وعجيب قهرمان داستان است كه به واقع تولدنو و تازه اي است.
بر كرفته از كتاب افسانةزندگان مؤلف و گرد آورنده عليرضا حسن زاده
پيوست-–سال گذشته مجري بخشي از پروژه كودك و افسانه بودم،در يكي از جلسات كه داشتم قصه لچك قرمزي كوچك را مي گفتم،قصه به انجا رسيد كه لچك قرمزي در شكم گرگ اسير شد ،از كيان(7ساله) پرسيدم:اگر جاي لچك قرمزي بودي جه مي كردي؟كفت: با موبايل به مامانم زنگ مي زدم تا بياد و نجاتم دهد،متاسفانه از اين قبيل پاسخ ها زياد داشتيم ،حتي اكثراً قصه ها را نشنيده بو دند و اين زنگ خطري است براي همة پدر و مادرها،...
بياييدقصه خواندن را با كودكانمان آغاز كنيم و خرابه هاي كودكي مان را دوباره بسازيم.
در كنار،همين كودكاني كه فردا را مي سازند.
1-کودک ذهن جستجوگر دارد.
2-کودک در پی آزمون وخطاست تا آنچه را نمی داند بداند.
3-کودک نا گفته هایش را تصویر می کند وافکارش را بلند بلند می گوید.
-4کودک نیاز به بازی دارد وبازی تنها تفنگ وعروسک نیست نقاشی بازی ذهن است .
و وسایل نقاشی تنها اسباب بازی هستند.
5-کودک با عمل ذهنی مستقل می شود.
6-کودک تخیل دارد ودر پی اجرای ایده هایش بر می آید.
7-کودک به چند وچون نمی اندیشد.
8-برای کودک رضایت خاطر خوش ارجحیت دارد.
9-کودک راحت طلب است ودر صدد کشف راحتی عمل می کند.
10- کودک محدوده نمی شناسد ومحدودیت ندارد بی محابا عمل می کند.
-
ساعت3:30صداي توقف ماشين جلو در نقش خانه همراه با عشوه
-
-
هاي پرياي كو چولو(سه سال هشت ماهه) واسة پدرش كه وقتي
-
-
برگشتي بايد واسم ، چيپس، پفيلا.........بخری اين قصه تقريباً هر
-
-
روز تكرار ميشه و شايد تنها قصه اي باشه كه شروعش تكرار ي
-
-
وادامه قصه عجيب ، زيبا و قابل تامل هست، براي مشتاقاني كه حتي
-
-
دنبال كشف خود هستند.
-
ادامه مطلب

