چگونه خلاقيت كودكان از بين مي رود؟
انگيزه و خلاقيت كودك زماني از ميان مي رود كه از ارزيابي،جايزه و رقابت به طرز غلطي استفاده شود و يا هنگامي كه موارد انتخاب خيلي محدود باشد.
قوانيني كه به جاي آگاه كردن كودك او را كنترل نمايدخلاقيت را مي كشد.
4 روش براي كشتن خلاقيت:1 ارزيابي
صرفا در انتظار ارزيابي بودن خلاقيت كودك را تضعيف مي كند.
2 پاداش
اعتقاد به نيروي مثبت پاداش در قلب جامعه ما جاي گرفته است ،اكثر مردم بر اين اعتقاد هستند كه پاداش در مقابل يك رفتار موجب بهبود ان رفتار مي گردد اما دقيقآ چنين نيست،جالب توجه آنكه پژوهشگران دريافته اند براي كارها يي كه خيلي ساده هستند(مانند دنبال كردن راه مستقيم و اسان در معماي پر پيچ وخم) پاداش كمك مي كند تا مردم سريع تر و بهتر كار را انجام بدهندۀ اما براي كارهايي كه نيازمند بصيرت و حل مسائل پيچيده است پاداش مانع كار مي شود.
3 رقابت
رقابت خيلي پيچيده تر از ارزيابي يا پاداش به تنهايي است زيرا شامل هر دو آنها مي شود.غالبا رقابت زماني بوجود مي ايد كه مردم احساس كنندكار انها در مقابل ديگران مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت و به بهترين آنها پاداش داده خواهد شد . اين يك واقعيت زندگي روزمره است و متاسفانه مي تواند خلاقيت را از بين ببرد.
4 محدود كردن انتخاب
آنچه كه تفاوتها را بوجود مي آورد فقط به خاطر محدوديتهايي كه به كو دكان داده مي شود نيست بلكه طرز دادن اين محدوديتها مهم است. اگر كودكان احساس كنند تحت كنترل هستند انگيزه و خلاقيت آنها اسيب مي بيند . در هر حال اگر محدوديتها به طرقي اعمال شود كه باعث گردد كه كودكان احساس كنند با تميل خودشان بر طبق آن محدوديتها عمل مي كند ،اثرات مخرب بر روي خلاقيت و انگيزه ممكن است به حد اقل برسد.
زنده نگاه داشتن خلاقيت در منزل:
به كودكانتان ازادي دهيد به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي وه قوانين خاص تاكيد نماييد.
منزل را به صورت محلي در اوريد كه در ان : اقتدار مورد سوال قرار گيرد،فعاليت بازي و خنده و فانتزي به مقدار زياد وجود داشته باشد،و شما و كودكانتان عادتآ سعي نماييد كارها را به روشهاي جديد و جالب انجام دهيدبرداشت از كتاب : شكوفايي خلاقيت نوشته: دکتر ترزا آمابلی
پيوست1:خيلي از خانواده ها حتي معني خلاقيت را نمي دانند و بعد چند جلسه مي آيندو مي گويند که
پس جه موقع به آنها یادمي دهيد كه شكل ها را درست بكشند ،در خانه پدرش گفته: آدم كج و معوجم كه تو خونه مي تونه بكشه و.... خلاصه كلام آنكه بعد از 1 ساعت گفتكو تازه مي فهمند اينجا چه خبر است ؟ اونهم اگه كاملا .....
پيوست 2 بايد متذكر شوم تعداد ی ازشا گردانم هستند که به یاری خانواده هایشان توانستیم بسیار جالب پیش برویم ومن از خانواده هايشان سپاس گذارم به خاطر حضور دائمیشان .
به زودي تعدادي عكس از كودكانم مي گذارم،
نفس كشيدن در كنار آنها بزرگترين شانس من ميباشد
پيوست3: يك روز به پريا كه الان 4 ساله شده گفتم خودتو در حال حمام كردن بكش و او خيلي زيبا خودشو كشيد لخت زير دوش بعد خطوطي را كشيد كه نشان از ريختن آب بود و من هم داشتم در كلاس قدم مي زدم يك دفعه داد كشيد خاله نازيلا بيا من اول ترسيدم كه ايا چه شده؟ بعد كه به بالاي سرش رسيدم گفت خاله حمام من تمام شده بلد نيستم شير آب را ببندم و بعد تمام ان خطوط را پاك كرد كه نشان از بستن آب بود و من متحير و مملو از لذت بودم .
براستي ايكاش واقعيت را در لحظه بتوانيم درك كنيم از نزديكو مثل همين كودكان.
گذري بر نمايشگاه نقاشي رضا هدایت
تاريخ هنر تصويري ايران هنري معطوف به طبيعت است و طبيعت در آن مهم ترين موضوعي است كه هنرمند به آن توجه نشان مي دهد. اهميت طبيعت در كارهاي رضا هدايت قابل چشم پوشي نيست.انچه ادمي در نقاشي هاي هدايت با ان روبرو مي شود،در ابتدا طبيعت انتزاعي اوست و نوعي زندگي آرام و بي دغدغه. ادم ها و حيوانات هدايت به گونه اي به صلح رسيده اند كه ديگر در مورد زندگي خود فكر نمي كنند بلكه به ساده گي در ان غوطه ور هستند و مخاطب به اين ساده گي طبيعي و عادي آنها غبطه مي خورد ولي مي توان به آن نزديك شد ودر آن حركت كرد. هنر اصلي ايرانيان شعر است و نقاشي براي ا و شيوه اي است شاعرانه براي ورود به زندگي و يكي شدن با شخصيت ها و فضاهايي كه مورد كاوش قرار مي دهد. نگاه هدايت در جستجوي رازهايي است كه در پشت واقعيت به ظاهر پيش پا افتاده پنهان است.واقعيت آنست كه حاصل هر چه باشد همگاني نيست،آن چيز نه حيرت آور است نه هيجان انگيزونه حتي شايد آموزنده،فقط يك وسوسةهنر مندانه است.او با مهارت و زيركي ويژه اي موفق مي شود پشت نقاب آدمها را ببيند و بگويد،زندگي همة آن چيزي نيست كه تو مي انديشي يا مي بيني،رازي ،حكمتي بالا تر از اين روز مره گي وجود دارد،نقش هاي او بداهه حادث ميشودكه خود يكي از ويژگيهاي هنر شرق است. علت توفيق هدايت در نزديك شدن به گذشته هنر تصويري ايران ناشي از بر خوردمستقيم و بي واسطةاو با طبيعت بكر زادگاهش مي باشد كه او را وا داشته به دنياي اطرافش نگاه كند و ويژگي هاي آن را دريابد شايد اين نكته رازي باشد كه در نقش هاي هدايت نهفته است. از ديگر ويژگيهاي نقش هاي او وجود فضا هاي خالي( منفي)در برابر فضا هاي مثبت است. فضا هاي خالي در ميان فيگور هاي گياهي و حيواني نقوش ديده مي شود.هدايت همواره اين فرصت را به مخاطب مي دهدتا فضاهاي خالي را بنا به ميل و سليقة خود پر كند.
رضا هدایت نقاشي است كه به واسطة نزديكي نقش هايش به هنر سنتي و درك عميقش از گسست عميق هنر سنتي و معاصرو در عين مرتبط ساختن آثار هدايت با هنر سنتي آنها را به آثاري مدرن نزديك مي كند.شخصيت هنر يش نمايانگر رهايي يك نقاش مدرن شرقي است
نمايشگاه نقاشي رضا هدايت از ديد كودكان نقش خانه ققنوس
در اولين روز آغاز ترم تابستانة نقش خانة ققنوس فكري از ذهنم عبور كرد كه چه خوب بود كودكانم از نمايشگاه.نقاشي ديدن مي كردند وچه خوب است تجربة احساس آنها از ديد ن نقاشي هاي حرفه اي ، بلافاصله اين فكر عملي شد،بروشور نمايشگاه در اختيار آنان قرار گرفت، نوبت به هر كدام كه مي رسيد با دقت نگاه مي كردو شروع به سخن مي كرد و من مات و مبهوت در اين ميان فقط مي نوشتم و در واقع از شجا عت و احساس بكر آنهاباز هم متعجب مي شدم بيش از اين نمي گويم كه سخنان آنها خود گواه پاكي و خلوص و شفافيت آنها مي باشد. نگاه كودكان ققنوس را تقديم مي كنم به آقاي رضا هدايت دوست و هنر مند نقاش ،چرا كه احساس و احترام عميقش را به كودكان ، اين فرشته گان زميني می دانم.
پريا 4 ساله-
همشونو دوست دارم فقط آدم هاش وحشي هستند ولي حيوونها و اون لاك پشت خيلي مهربونند.
علي ستاري8 ساله-
همه جيز يه جوري به هم وصل ميشه، يه حس عجيب بعضي وقتها خشم بعضي وقت ها كمك كردن.
-حوضي كه از وسطش يه چيزي در مياد يه چيزي كه خيلي مهمه و ماهيها دورش مي چر خند.
-درخت اناري كه اينقدر رشد كرده كه همه جا را گرفته.
- درختي كه تازه متولد شده و همه جشن گرفتند.
نيكو 10 ساله-
آدم ميتونه با كسي كه جوابشو هم نميتونه بده حرف بزنه.
-همه چيز در مورد حيوان و طبيعت و آدمه منو به يه طبيعت پر رنگ برد.-
سارينا6 ساله-
آدم هايي كه سوار اسبند مثل هواپيما هستند.
ثمين 3سال ونيم-
قشگند آدم، درخت كوچولوو دره داره آدمهاي قصه ش هم لو لو هستند.
پوپك 10 ساله-
هم احساس خوب بود هم احساس بد،نقاشي هاي قرمز احساس بد و نقاشي هايي كه رقص داشت خيلي شاد بود نقاشي كه گربه داشت و قرمز بود حس جهنم داشت.
علي گز چيان-10 ساله
حس مي كنم مي خوام بپرم تو دريا ، آدمها شبيه انسانهاي اوليه هستند.
دلم مي خواد برم توي درخت هاش و اينقدر برم و برم تا برسم به خدا و باهاش حرف بزنم.
-سرزميني كه داخلش محبته و همة آدم ها خوبند.
-اين يه درخته نمادين كه همه دورش جشن مي گيرند،درخت خاطره ها كه حيوونها كلي خاطره ازش دارند و از ميوه هاش كه همون خاطره است مي خورند.
برسام ۱۰ ساله
آدمها مثل حيوونات شدند و درخت ها مثل كوهها. جنگلي كه حيوونها در آن ساز مي زنند، در وازة بهشت،درختي كه حرف مي زنه و حيوونها رازهاشون را بهش مي گن.
ايليا 14 سال-
معلوم نيست آدمها و حيوونها دنبال قصه هستند يا قصه ها دنبال اونها ولي عجيبه وقتي ادم ها دنبال قصه هستند قصه يا خوب تمام ميشه يا بدهمراه با نتیجه گیری ولي وقتي قصه دنبال آدم هاباشه همه چيز مثل رويا میشه انگار كه مه غليظ دورش را گرفته.سرزمين هاي عجيب با يك راز قديمي و نا معلوم پر رنگ و بیرنگ.
گزارش کامل از نمایشکاه رضا هدایت را درتادانه بخوانید
