تبليغاتX
یادداشتهای یک نقاش
یادداشتهای یک نقاش

روش  زبان مادري در آموزش

TinyPic imageنقش خانه ققنوس

چهل سال  پيش  شينيجي سوزوكي به اين واقعيت پي برد كه  بچه ها در هركجاي  دنيا به زبان  مادري خود راحت  و روان صحبت  مي كنند،عليرغم  اين كه  اين توانايي  يعني تكلم روان به مهارت بسيار  زيادي نياز مند است . عموم مردم بر اين باورند كودكاني كه در مدرسه نمره كم مي گيرند،مادر زادي در ياد گيري توانايي كمي دارند  و با عبارت معمول و نسنجيدة"كودن و كند ذهن"او را سرزنش مي كنند. اين در حالي است كه همين كودكان  چنانچه دچار نقص مغزي نباشند،در تكلم روان به  زبان پيچيدهاي چون ژاپني مشكلي ندارند.

اگر آنها واقعا كودن بودند ،توانايي  صحبت كردن را  با چنين مهارتي نداشتند. چرا به نظر ميرسد توانايي تكلم  به زبان مادري را بسيار سهل و آسان  به هر كودكي مي توان  آموزش داد  ولي در عين حال  همه بچه ها در مباحث مختلف درسي  مدرسه   زبان مادري نيستند؟ اين توانايي چيست؟ اكتسابي است يا مادر زادي؟آيا استعداد  فراگيري  مباحثي چون موسيقي ، ادبيات،نقاشي يا ساير هنرها ، مادر زادي است؟

 

TinyPic image

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نازیلا سمیعی در ساعت 2:34 | لینک  | 

من كسي نيستم جTinyPic imageز صدايي ناچيز

همياري كودكان به يكديگر

20 شعر برگزيده در عرصةمسابقات جهانی


 

در سال 1980 قريب  يك ميليون كودك زير    14 سال از 57 كشور جهان  در " مسابقة بين المللي شعر كودكان" كه يونسكو و راديو رسمي آمريكا (RCA )هزينه آن را متقبل شده بودند،شركت كردند.

يك هيئت ژوري بين المللي متشكل از شاعران ، نويسندگان و موسيقيدانان ،وظيفة دشوار انتخاب  بيست شعر برگزيده را از ميان اشعار رسيده  به عهده داشتند.

جايزةاول مسابقه  به دختر 13 سالة محصلي به نام "اودينا.اي. بتناگ" از كشور فيليپين  با شعر " من كسي نيستم جز صدايي ناچيز" اهدا گرديد. بر روي اين شعر،آهنگي  ساختند كه توسط  خواننده معروف "راجر وايتاكر" اجرا شد. دليل انتخاب شعر "اودينا " از نظر " راجر وايتاكر" اين بود كه شعر او ،چكيدة آن چيزي است كه تمام  بچه ها سعي داشتند آن را بيان كنند.TinyPic image

من كسي نيستم جز صدايي ناچيز

با رؤيايي كوچك

و عطر گل

در هوايي فرح  بخش                               من كسي نيستم جز صدايي ناچيز

با رؤيايي كوچك

كه به آفتاب لبخند مي زنم

وآزادانه مي رقصم و آواز مي خوانم

و ازادانه در همه جا آوازم را سر مي دهم.

بياييد شهروندان  جوان دنيا!

ما يگانه ايم،ما يگانه ايم

ما يك اميد داريم

و يك رويا

و با يك صدا آواز مي خوانيم.

صلح، به ما صلح بدهيد!

خوشبختي،خوشبختي

و عشق براي تمام بشريت.

من كسي نيستم جزصدايي ناچيز

با رؤيايي كوچك

كه به آفتاب لبخند مي زنم

و ازادانه مي رقصم و آواز مي خوانم

و آزادانه در همه جا آوازم راسر مي دهم

سرود صلح بخوان،

صلح ، به ما صلح بدهيد!

خوشبختي، خوشبختي

و عشق براي تمام بشريت

صلح ، به ما صلح بدهيد!

خوشبختي، خوشبختي

و عشق براي تمام بشريت


لی یو کیان کیان ۹ساله از چینTinyPic image

نپرس چرا؟

مامان، دو تكه كيك به من داد .

من يک تكه از آن را پنهان كردم.

 نپرس چرا؟

بابا،لباسهاي زمستاني را تنم كرد .

من آنها را پاره نمي كنم.

نپرس چرا؟

برادرم چند صفحه مو سيقي برايم فرستاد.

من زيباترين آهنگها را انتخاب كردم.

نپرس چرا؟

من شب ها تمام آنها را كنار  تختم مي گذارم

و به رؤيايم اجازه مي دهم

كه از زير لحاف به سرعت پرواز كند.

نپرس چرا؟

من از"او" مي خواهم تا كيك را بخورد

و لباسهاي پشمي ام را به "او" مي دهم

تا از باد و برف در امان بماند

و ما با هم زيباترين آواز را مي خوانيم

 اگر مي خواهي بداني كه "او" كيست

برو و از بابا بزرگ "آندرسن" بپرس

"او"همان دختر كوچو لويي است كه  كبريت مي فروشد

  کتاب :    "من کسی نیستم جز صدایی ناچیز"          ترجمة: زرين تاج پناهي نيك ُ صفحه آرايي: علي باقري

نوشته شده توسط نازیلا سمیعی در ساعت 2:31 | لینک  |