پسران و دختران سه ساله عموما دوست دارند و نیاز دارند مواد را با دست لمس کنند وانچه را که در حین کار درست می کنند تغییر دهند.آنها از انجام یک کار به طور مکرر نیز لذت میبرند،شاید با اینکار می خواهند خود را متقاعد کنند که نحوه انجام کار را می دانند و یا شاید صرفا تجربه لذت بخشی را تکرار می کنند . آنها اغلب رنگهای روی کاغذشان را با گذاشتن رنگی روی رنگی دیگر تغییر می دهند تا اینکه نتیجه ان سطحی به رنگ قهوه ای می شود . گر چه این کار نقاشی را برای بزرگسالان کمتر جالب می کند ُ اما ارزش ان این است که موجب رشد قدرت کودک در تغییر رنگها می گردد واین بخش مهمی از آموزش است.
انها گل رس را ورز داده لوله می کنند وشکلی از آن می سازند ُ خرابش می کنند ُدوباره آن را لوله می کنند کیک تولد می سازند آن را تحسین می کنند و خراب کرده و دوباره شروع می کنند کودک ۳ ساله با چسباندن اشیا به گل رس یا ماده نرم دیگری شروع به ساختن می کند. اکثر ۳ ساله ها قادرند کاغذ را قیچی کنند و از این کار بسیار لذت می برند . کاغذ را تکه تکه می کنند تا از بریدن آن صرفا لذت ببرند و این شاید به خاطر آن است که از تغییر ورق کاغذ از شکل اولیه اش احساس قدرت می کنند . برید به تنهایی فعالیت کاملی است و معمولا از چسباندن کاملا جداست . و به تهایی از چسباندن نیز لذت می برند گر ه کودک در این سطح سنی گاهی تا ۱ ساعت بر هر یک از کار های بالا تمر کز می کند اما اکثر۳ ساله ها به این کارها فقط از حدود پنج تا بیست دقیقه طول می کشد.
رشد خود را به روشهای گونا گون نشان می دهد . وقتی کودک تشویق شد به شیوه خاص خود کار مند مستقل بار خواهد آمد . در نتیجه نه تنها در خواست کمک کمتری خواهد کرد بلکه آسان تر شروع می کند و کمتر گیج می شود . و مشخصه دیگر رشد کودک آگاهی او نسبت به رنگها در ارتباط با یکدیگرو نیز نسبت به اشیایی که در پیرامون خود می بیند از همین راه است که او نسبت بسیاری از قالبها ولشکال پیرامونش حساس تر می گردد.
کودکان با سرعت یکنواخت رشد نمی کنند بعضی اوقات به نظر می رسد پیش از اینکه پیشرفت مشخی وجود داشته باشد گویی یک گام به پیش و و دو گام به عقب بر می دارند نباید آن را افت تلقی کرد زیرا ممارستی جدید یا زمینه پر تلاش تری از کشف را نشان می دهد.
پی نوشت ۱:از آنجا که هیچگاه ۲ کودک مشابه هم نیستند ُنمیتوان آنها را به طور مطلق دسته بندی کرد بعضی کودکان ۴ ساله در نقاشی مشابه با ۳ ساله ها نقاشی می کنند و ۳ ساله های بسیاری مثل ۵ ساله ها نقاشی می کنند و این بدان معنی نیست که ۴ ساله ای که مثل سه سال ها نقاشی می کند عقب مانده است و یا اگر کارش نسبت به سنش جلو باشد برتر است.این مسئله صرفا نشان می دهد که بیان هنری کودکان نسبت به تجربه - مشاهده-و رفتار پدر و مادر متفاوت است
پی نوشت ۲:دوستان گرامی باور کنید همه چیز از همین سن شروع می شود کسانی که نگران فرهنگ و معضلات موجود در جامعه هستند کافی ست به کیفیت رشد عزیزان خود دقت بیشتری کنند متاسفانه اغلب شاهد بودم بیشتر به لباس کودک خود توجه دارند و نه حتی نوع تغذیه او.........
همانطور كه در كوهستانهاي عظيم رگه هاي سفيد برف زمستاني برچين وچروك كوههاي ارام سايه مي افكند ،غم ها و شادي هاي زندگي نيز سپيدي موي او را دو چندان كرده است.نشسته است آنسوي ميز .. دلش آنسو تر...آينه در چشمانش و من در آينه او هستم
چشم چرخانم.... در سطح صاف و درخشنده چشمانش،خودم را مي جويم ...مني كه همه اويم و او كه با سخاوت همه وجود خود را به من و ديگر فرزندانش بخشيده...صورت صاف و بشاش گذشته اش همچون برگ خزاني زرد رنگ و در هم جلوه مي كند و خطوط صورتش مرا به روزها و سالهاي گذشته او هدايت مي كند. در ميان سايه اي از نگاهش آلام بشري را مي نگرم ،مي خواهم بگويمش....كه حرفي نيست..؟
سكوتي هست...؟دلم بودن بيشتري مي خواهد كنار او...
ادامه مطلب
مرحوم ملا مهدي سميعي متخلص به سميعي در سال 1277 درقو مشه شهر فعلي شهر ضا ديده به جهان گشود ،شوق تحصيل را از پدر بزرگش حاج يوسف فرزند حاج حسين كه از ملاكين متنفذ شهرضا بود به ارث برد . پدرش كربلائي ابراهيم تحصيلات كمي داشت (در حد خواندن قرآن و نوشتن. ..
علوم حوزوي و قديمه را در شهرضا تلمذ نمودو بنام(ملا مهدي) شهرت يافت علوم رياضي و هندسه
، و سياق را نزد علماي زمان خود فرا گرفت .سه چهارم از نهج البلاغه و كل قرآن را در لوح ضمير ضبط نمود . در هندسه و رياضي تبحر خارق العادهاي داشت و دانش آموزان مدارس را با كتاب دست نوشته خود تعليم مي داد ،در ضرب حساب، اعداد 4 و 5 رقمي را با يك دقيقه زمان اعمال ميداشت و در سال 1312 با اخذ گواهي نامه ابتدائي به استخدام معارف و صنايع مستظرفه در آمد در سال 1342 به مقام باز نشستگي نا ئل آمد .
از همان سنين كودكي با طبع سرايش به غزلسرائي پرداخت و چند مجموعه عرفاني از خود به جاي گذاشت (به صورت دستنويس باقي مانده).15 سال قبل از مرگ به سلسله نعمت الهي سلطانعليشاهي تشرف حاصل كرد و با ابراز زمان مرگ در سا ل 1359رخت از جهان بر بست.
پي نوشت: وقتي به دست نوشته هاي پدر بزرگم نگاه مي كنم كه به عنوان مدير دبستان برنامه 1 سال ورزش صبحگاهي را تنظيم كرده حيران مي مانم چه اگر مديران قابل مدارس امروز نيز نگاهي ظريف تر و حساس تر به امور مدارس داشتند امروز آمار اعتياد در مدارس اينگونه نبود .وقتي مي بينم كه پدر بزرگ من مردي تولد يافته در 1 قرن پيش اينگونه براي حتي تدريس رياضي كتاب مي نويسد ،حيران مي مانم كه چرا كودكان امروزدبستان ها به زور معلم هاي خصوصي بايد نمره 20 بياورند و نتيجه زياد سخت نيست مي توان به آينده نگاه كرد كه چه در انتظارمان هست؟ اگر ، معلم پدر ،مادر،خواهر ،برادر،پدر بزرگ،مادر بزرگ و..... هر كدام در جايگاه خود درست به و ظايفمان عمل كنيم مي توانيم آينده اي بهتر را براي كودكا نمان ودر نتيجه وطن مان رقم بزنيم .
پي نوشت 2:اگر پدر بزرگ را انتخاب كردم به اين علت است كه خواستم بگويم اگرفقط كمي به گذشته نگاه كنيم به عمق فاجعه اي كه در حال رخ دادن است پي خواهيم برد. (نمي خواستم به عظمت 2500 ساله مان اشاره كنم فقط به 100 سال قبل رفتم).
تقديم به همه پدر بزرگ ها

نفر اول سمت راست رحمت الله سميعي خرم (پدرم)و نفر پنجم سمت راست پدر بزرگم 
از سمت چپ دومين نفر پدر بزرگم
گواهينامه ششم ابتدائي مهدي سميعي




