بسیاری از کودکان تدریجاو همچنان که بزرگتر می شوند نقاشی را کنار می گذارند اما بعضی کودکان نیز به محض رسیدن به سن نوجوانی استعداد خود را در این زمینه نمایان می سازندو در این میان من مانده ام و بازگویی یکی از تلخ ترین تجارب خود هنوز چند ماهی از برگزاری نمایشگاه کودکان نقش خانه نمیگذرد که گزارشی از ان را در وبلاگ گذاشتم باید متاسفانه بگویم دقیقا بعد از برگزاری این نمایشگاه بچه ها دیگه برای ادامه کار نیامدند برسام که دقیقا به طور واضح کار را تعطیل کرد و علی که مدتی دست و پا شکسته ادامه داد و پوپک هم که فعلا با بهانه درس موقتا تعطیل کرده واقعا متعجبم واقعا ایا نباید نمایشگاهی ترتیب میدادم؟ درست موقعی که فکر میکردم نقطه شروعی دیگر هست تبدیل به پایان شد برای انها البته اینجا حای همکاری خانواده ها خالی بود نمی دانم ایا انها فکر کردند که کودکانشان تا به اخر راه رفته اند؟ ودرست جایی که باید مشوقی باشند برای بچه ها اختیار تام به انها در انتخاب دادند ولی برای من تعجب در این بود که درست بعد از نمایشگاه این اتفاق افتاد و اینکه انها هنوز لذت کامل دارند از بر پایی ان ولی ادامه هیچ... هنوز گیجم و نمیدانم ....................
نوشته شده توسط نازیلا سمیعی در ساعت 3:1 |
لینک
|

۱۵ سال قبل زندگی آدمی که خود بهانه بودنش بودم چشمان مرا به
آنجایی باز کرد که در سراسر آنچه زندگی می نامیم هیچ بهایی ندارد اما بهانه تا دلت بخواهد.
پلک نمی زنمت ... می شناسمت ...می... شناسمت ...
. پلک نزدنمت بهانه است .بهانه سالها صبوری یک زن ..بهانه یک دهک کوچک از زندگی ام.بهانه ای که بهایش خود بهانه ای دیگر است !نگاهت می کنم ...در واپسین هنگامه ای بلند ...می دانمت..آمده ای در بغل احساست می کنم با انگشتانی کوچک و احساسی عمیق .شبنم سبزینه های زادگاهم را با خود داری دستت را می گیرم غریبه نیستی ..عزیزکم خودمی !!...خودم که "تو" بهانه ام شدی! بهانه ای که هیچ بهائیش نیست.بهانه سالهای دور دست ایام دیرین.ایام دیرین کودکی .کودکی های رفته از یاد .یادهای رفته بر باد..بهانه آنجایی که مردمش با یک نگاه رازهای اساطیری سرزمین دلشان را بر ملا می کنند..بهانه سرزمین هایی که بی کلام آدم ها به یکدیگر گره می خورند ...بهانه آنجایی که حادثه پوچ است ..و مردمش سر در خانه هایشان را با "صراحت" آذین بسته اند..
چه بگویم ؟بهانه چیستی مرا؟مرا بهانه ای عزیزکم...
ایلیای عزیزم زادروزت فرخنده....
نوشته شده توسط نازیلا سمیعی در ساعت 2:46 |
لینک
|