1-کودک ذهن جستجوگر دارد.
2-کودک در پی آزمون وخطاست تا آنچه را نمی داند بداند.
3-کودک نا گفته هایش را تصویر می کند وافکارش را بلند بلند می گوید.
-4کودک نیاز به بازی دارد وبازی تنها تفنگ وعروسک نیست نقاشی بازی ذهن است .
و وسایل نقاشی تنها اسباب بازی هستند.
5-کودک با عمل ذهنی مستقل می شود.
6-کودک تخیل دارد ودر پی اجرای ایده هایش بر می آید.
7-کودک به چند وچون نمی اندیشد.
8-برای کودک رضایت خاطر خوش ارجحیت دارد.
9-کودک راحت طلب است ودر صدد کشف راحتی عمل می کند.
10- کودک محدوده نمی شناسد ومحدودیت ندارد بی محابا عمل می کند.
منطقی مینماید که فرض کنیم که کودکان مختلف در سنین مختلف دلائل متفاوتی برای نقاشی کشیدن دارند یکی از این دلائل اندیشیدن نقاشی به مثابه نوعی بازی است. یقینا خود کودکان نقاشی را شکلی از بازی به شمار می اورند با اشتیاق به ان می پردازندو به اندازهای که در تنهایی خود با اسباب بازی هایشان بازی می کنند مجذوب ان می شوند. یکی از نخستین نظریه های مربوط به بازی این است: که کود کان ذاتا فعالندو بازی یکی از شیوه های تخلیه انرژی است. بسیاری از صاحب نظران توافق دارند که یکی دیگر از دلائل نقاشی کودک این است که تصویر را فعالیتی ارضا کننده می یابندبه ویژه تصاویریکه علائق و تجارب انان را نمادین بیان می کند. این برداشت یقینا با انتخاب مو ضوع نقاشی از سوی کودکان ساز گار است. بررسی هایی که با استفاده از ازمون " کشیدن یک انسان" صورت گرفته به کرات نشان داده است که گودکان ترجیح می دهند تصاویری از جنس خود بکشند که همانا همانند سازی کودک با جنس خود تفسیر شده است همچنین در فرایند درون سازی کودک تکامل یابنده می کوشدتا با استفاده از ساختارهای شناختی و اندیشه های مو جودمحیط را بفهمدچنین به نظر می ایدکه نقاشی غالبا فعالیت شخصی است در نتیجه بیشتر نظریه پردازان عمداتا پذیرفته اندکه اکثر کودکان عمداتا برای رضایت خاطر خود نقاشی می کشند و این دلیل اخر مبین این اندیشه است که نقاشی در خدمت یک هدف بیانی قرار دارد و بیان تجربه عاطفی هم عمیقا رضایت بخش است وهم برای سلامت عاطفی ضرورت دارد گر چه کلیه انگیزه های یاد شده قابل قبول به نظر می رسند اما به دشواری می توان شاهد مستقلی در تایید اعتبار انها یافت اقتباس از کتاب مقدمه ای بر روانشناسی نقاشی کودکان ترجمه عباس مخبر
