شنبه یازدهم آبان 1387


اصل این نقاشی اینبوده که این کارت های کوچولو در شکم خدا قرار میگیره که به قول پریا خدا افریده در اینجا برای بهتر دیدن مردم گویا انها را به بیرون چسبانده بودند البته ارائه کار از نظر چیده مان اصلا خوب نبود
پریا کوچولو در کنار مادر و پدر مهربانش
پریا و خواهر کوچولو او(ملیکا) که در زمانی که پریا نقاشی من و خدا را می کشید هنوز به دنیا نیامده بود و پریا حتی در نقاشی خود حوا را به همراه نی نی در شکم کشیده بود
اینم خانم گل من وقتی به نقش خانه امد و تندیس و لوح خودش را اورده بود که به من نشان بده
پیوست۱: بعد از جشنواره اقای رضا هدایت که تا حالا منتقد کوچولوی نقاشی های خودش را ندیده بود با پریا تماسی داشتند و فردای انروز پریا به دیدن اقای هدایت رفته بود نکته جالب این بود که وقتی پریا به اصفهان امد به من گفت خاله به خانه دوستت رفتم عمو هدایت خیلی مهربون بود حتما عکس عمو با من را بگذار و جالب این بود که می گفت عمو هدایت هم مثل من بلده نقاشی کنه و از رنگهای قشنگی استفاده می کنه تازه همه حیوونی هم بلده بکشه من هم برای او یک نقاشی کشیدم فقط چون به من ماژیک داده بودند طول میکشید رنگ کنم و تمام نشد ولی خوبه که شما ها بلدین مثل من نقاشی بکشید
پیوست۲:در اینجا لازم میدانم از تمام دوستان بزرگواری که همراه همیشگی من بودند تشکر کنم اقای هدایت که همیشه با نگاهی عمیق به کودکان یاد اوراین نکته هستند که چقدر این دوران در اینده انسان نقش مهمی داردو دایی محترمشان استاد شروه که کلامشان و نگاهشان به کودکان را همیشه الگو خود قرار خواهم دادودوست گرامی همیشه ایران عزیزکه از راهی دورپی گیر بوده اند و راهنمای من بوده اندو همه عزیزانی که همیشه با نظرات خود باعث دلگرمی و راهنمای من بوده اند سپاسگزارم باید بگویم تکرار نام پریا همیشه برای من نماد یک کودک دست نخورده می باشد و با راهیابی پریا به این جشنواره احساس کردم راهم درست بوده و باز تبریک و خسته نباشید به خانواده محترم پریا بایدخدمتشان گوشزد کنم که وظیفه انها سخت تر شده است و باید با دقت بیشتری به تلاش بپردازند خیلی دلم میخواهد ببینم خدای پریا ۲ سال دیگر چگونه خواهد بود؟......
این هم عکس پریا کوچولو ۳ ساله وقتی به نقش خانه ققنوس امده بود و خاله نازیلا
نوشته شده توسط نازیلا سمیعی در ساعت 11:44 | لینک
|
