رفته بودم بهش بگم صدای سرفه های صبحم به خاطر سرماخورده گی نبوده به خاطر ۳تا پاکت سیگاری بود که از شب تا صبح به خاطر اون کشیده بودم.
بگم که دوسش دارم و میخوام مال من باشه برای همیشه و دیگه نمی خوام فقط نقش یک دوست فداکار و مهربون را براش بازی کنم و....
در را که باز کرد وقتی گل نرگس را دستم دید از خوشحالی جیغ کشید و گفت اینم یک نشونه خوب دیگه تا خواستم دهنمو باز کنم
دستشو گذاشت روی لبم و گفت:س س س...... بگذار اول من خبر مهمم را بهت بدم..
صبح خواستم بگم وقتی صدای سرفه ات رو شنیدم خیلی ناراحت شدم.... پیش خودم گفتم بگذار سوپ براش درست کنم ببرم اونجا بهش میگم.. چه خوب تا داغه خودت اومدی ...میبینی چه روز خوبیه تو خودت اومدی ..با نرگس ووو ........می خوام بهت بگم بالاخره احمد..... ازم...... خواستگاری کرد.....
ببخشید چقدر پر حرفی کردم بیا سوپت را بخورتا سرد نشده....
